به تازگی مسئله فروش کلیه به نیازمندان بیماران مزمن کلیوی سر و صدای تازه ای به پا کرده است و حتی رسانه های وطنی نیز هر از گاهی مجبور به اذعان رشد این پدیده شده اند . فروش اندام ها و مخصوصا کلیه یکی از مرسوم ترین تجارت ها های پزشکی در سطح جهانی است . بیماران مزمن کلیوی و آنان که دچار نارسایی ها و ضعف شدید فعالیت کلیه می باشند طبیعتا با یک کلیه اهدایی / خریداری قادر خواهند شد که تا حدودی به زندگی عادی بر گشته و در ضمن از مرگ زود رس جلوگیری کنند . در صد بالای نارسایی های کلیوی و اهمیت آن خود داد و ستد این اندام مهم بدن را افزایش داده و از طرف دیگر توانایی ادامه زندگی طبیعی تنها با یک کلیه فعال فروشندگان این اندام را بیشتر به امر فروش تحریک میکند . البته نباید از نظر دور داشت که فروش اندام خود در جای خود منجر به ضایعات روحی دراز مدت نیز خواهد شد .
امر فروش کلیه مختص به ایران نیست و در همه جای جهان جاری است . حتی در کشورهای پیشرفته این امر به اشکال بسیار ظریف و پنهان اجرا می شود . ولی در کشورهای جهان سوم و فقیر بیشتر دیده می شود . این امر دو جنبه دارد . اول اینکه وجود فقر مالی و بیکاری در سطح بسیار بالا خود ترغیب کننده فروش اندام است و ثانیا اینکه متقاضیان خرید کلیه نه تنها هموطنان خودی بلکه "توریست های پزشکی" از همه نقاط جهان نیز هستند . در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی وجود قوانین عملا مشکلات متعددی را پیش روی متقاضیان خرید پیوند کلیه میگذارد ولی سهولت معامله و همچنین ارزان بودن در مقایسه با "کلیه غربی" سالانه تعداد بیشتری از این نوع "توریست ها" را روانه کشورهای جهان سوم می کند .
در این میان دولت ها خود ذینفع بوده و سعی در کنترل بازار دارند . چندی پیش در گزارشی روشن شد که دولت چین از فروش کلیه زندانیان محکوم به مرگ حمایت میکند و این امر را به طور قانونی مورد حمایت قرار داده است . خانواده زندانی محکوم به مرگ درصدی از مبلغ فروش را از آن خود می کند و مابقی فی مابین بیمارستان و ارگانهای دولتی تقسیم میشود . دولت چین و برخی بیمارستانها و کلینیک های چینی مبلغ قابل توجه ای را از این طریق نصیب خود کرده و این داد و ستد را عملا به صنعتی در چین تبدیل کرده اند . پر واضح است که متقاضیان و خریداران کلیه عمدتا "توریست های پزشکی" و دارای تابعیت اروپای غربی و آمریکای شمالی می باشند . متقاضی پیوند کلیه با اصل و نسب چینی و فقیر طبیعتا از این امکان بی نصیب است .
در ایران نیز این روند داد و ستد با اندام ها و مخصوصا کلیه رشد شتابانی را طی کرده و امروزه پیدا کردن فروشنده کلیه در بازار تهران آسانتر از پیدا کردن ۱۰ عدد قرص سر درد Paracetamol شده است . این پدیده در سالهای دور نیز در ایران رواج داشته ولی در سالهای اخیر به دلایلی رشد شتابان کرده و حتی بنگاهای معاملاتی غیر رسمی نیز موجودیت پیدا کرده اند . بنگاهای معاملاتی کلیه خریدار و فروشنده را به یکدیگر وصل میکنند و در این میان سهمی را از مبلغ خرید و فروش به خود اختصاص می دهند . دقیقا مانند یک بنگاه معاملات ملکی ، نه چیزی بیشتر و نه کمتر .
ایران یکی از بالاترین رقم های پیوند کلیه را در سطح جهانی داراست . به طور رسمی سالانه بین ۱۸۰۰ تا ۲۰۰۰ پیوند کلیه در ایران صورت می گیرد و اکثریت شکننده این آمار را پیوند کلیه اعضای غیر فامیل ، یعنی کلیه های خریداری شده تشکیل می دهد . در صد قابل توجه ای نیز شامل پیوند های مربوط به "توریست های پزشکی" می باشد که در آمار فوق به چشم نمی خورند .
طبیعتا هر کس آزاد است که کلیه خود را به هرکسی که مایل است بفروشد . ولی تصور نمی شود که کسی دواطلبانه و آزادانه تمایلی به این امر داشته باشد . فقر ، بیکاری و نیاز موتور محرک این صنعت ناخوشایند است . کاش وابستگان بیماران مزمن کلیوی دارای چنان اخلاق والا ، پسندیده و فداکارانه می بودند و با اهدای کلیه خود به پدر ، مادر ، برادر و یا خواهری اهدای اندام را به فرهنگی انسانی و نوع دوستانه تبدیل میکردند و مانع سود جویی و ترویج اخلاق بازاری و سرمایه داری در این باب .
+ نوشته شده توسط آرام در جمعه بیست و یکم مهر 1385 و ساعت
23:47 |